X
تبلیغات
دانلود اهنگ های فارسی و بلوچی
 
دانلود اهنگ های فارسی و بلوچی
دانلود اهنگهای فارسی،سنتی و کلاسیک بلوچی (مکران)+ادبیات بلوچ
درباره وبلاگ


با سلام و درود فراوان خدمت شما دوستان عزیز
این وبلاگو جهت دانلود اهنگهای بلوچی و اشنایی با موسیقی کلاسیک بلوچی مخصوصااهنگهای کلاسیک جنوب شرق بلوچستان و همچنین آشنایی با ادبیات وفرهنگ بلوچ درست کردیم، و در کنارش اهنگ های فارسی نیز براتون می گذاریم.
امید است از مطالب وبلاگ خوشتان بیاید و اگر پیشنهاد انتقاد و نظری دارید ان را با ما در میان بگذارید تا بتونیم روز ب روز بهتر و بهتر بشیم


ممنون از این که وقتتون رو به ما دادید
نويسندگان
شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392 :: 22:52 ::  نويسنده : بلوچ_ngi

http://roozgozar.comhttp://roozgozar.com http://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.com  http://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.com  http://roozgozar.comhttp://roozgozar.com

http://roozgozar.comhttp://roozgozar.comhttp://roozgozar.com


 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

سلام و درود فراوان خدمت شما دوستان عزیز و بزرگوار 

از اینکه بین این همه آدرس،وبلاگ مرا برای دیدن انتخاب کردید بسیار بسیار خرسند و سپاسگزارم.
امیدوارم از مطالب و اهنگهای گداشته شده در  وبلاگ خوشتان بیاد و همچینین خوشحال میشیم  که انتقاد،پیشنهاد،ضعف یا کم کاری  ما را  از طریق نظر گوشزد کنید تا رفعش کنیم تا وبلاگی درخور شان شما دوستان داشته باشیم.
بازم ممنونم ک وبلاگ مرا برای بازدید انتخاب کردید

لحظات خوشی را برای تک تکتان آرزو میکنم

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

موفق  و پیروز باشید

سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1392 :: 13:8 ::  نويسنده : بلوچ_ngi
  هنر واقعی ان است که سنت را به عنوان یک میراث فرهنگی بپذیریم واگر قرار است هنر وانسانیت نتوانند در کنار هم باشند بگذار هنر بمیرد

بي ترديد موسيقي بر روح و روان انسان،حتي بر روح و روان حيوان وگياه تاثير ميگذارد.

به نظر من تاثيري كه موسيقي بر انسان ميگذارد را نمي توان با چيز ديگري جبران يا مقايسه كرد.

امروزه ريتم،ملودي و هارموني سه ركن عمده در موسيقي به شمار مي آيند.

موسيقي ايراني را ميتوان يكي از مهمترين اركان كل موسيقي جهان ناميد.چرا كه از ديرباز تا كنون چنان شكوفايي داشته ، كه بهت همگان(ديگر ممالك)را به همراه داشته است.

از موسيقي دانان به نام ايراني مي توان به ابوالحسن صبا و در ويش خان وفرامرزپایورنام برد.

موسیقی برای خوشنودیهای بشر لازم است . موسیقی نیروی دقت ، هوش و حسن مشاهده و استنباط و سرانجام عواطف روح بشری را می افزاید .    (افلاطون  - یونانی)


 موسیقی بیان خوش آهنگ زندگی است    (هانری هانیه – آلمانی)

موسیقی احساسات را صدادار می کند       ( آلفرد ولاکروا- فرانسوی)

برای آرامش روح ، موسیقی بهترین علاج و دارو است     ( ابوالحسن صبا)

چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392 :: 1:27 ::  نويسنده : بلوچ_ngi

برای دانلود روی لینک آهنگ مورد نظر کلیک کنید

 

 

 

 

 

 

دانلود آهنگ حکایت اصحاب و خلفای راشدین

 

 

 

 

دانلود حکایت نامه اعمال دوزخ و بهشت

چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392 :: 1:17 ::  نويسنده : بلوچ_ngi
برای دانلود آهنگ روی لینک آهنگ مورد نظر کلیک کنید

 

 

 

 

 

دانلود آهنگ چاکر و گهرام وبی بکر

 

 

دانلود آهنگ چاکر و شیهک میران

 

 

 

دانلود آهنگ چاکر شیهک و جنگان سعید

 

 

 

چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392 :: 1:10 ::  نويسنده : بلوچ_ngi
برای دانلود روی  لینک زیر کلیک کنید

 

 

 

 

 

 

دانلود آهنگ

چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1392 :: 0:53 ::  نويسنده : بلوچ_ngi

آشنایی با ادبیات بلوچی

بلوچها تا قبل از سال1940م. ادبیات مکتوب منسجمی نداشتند ؛ خوشبختانه در دهه چهل میلادی ، بعضی از تحصیلکردگان بلوچ، زبان و ادبیات سرزمین نیاکانشان را مورد توجه قرار داده، به جمع آوری و تدوین اشعار و داستانهایی که سینه به سینه نقل شده بود؛ پرداختند. درست در سال 1951 م بود که مولانا خیر محمد ندوی (رحمه الله) ، با پیگیری و تلاش مستمر، برای اولین بار مجله ای به نام «اومان» به زبان بلوچی انتشار داد.این ماهنامه وزین در محافل علمی وادبی آن روز، به گرمی استقبال و باعث تشویق آن دسته از اندیشمندان و جوانان تحصیلکرده بلوچ شد که به زبانهای اردو وانگلیسی می نوشتند؛ اما در کنار آنها فراموش کرده بودند؛ که نهال زبان مادریشان بیش از پیش به آبیاری نیاز دارد. بعد از اینکه این دسته از جوانان بلوچ ، نگاه خود را به این سو دوختند ؛ بلا فاصله آستین همت بالا زده، با پشتکار و تلاش خستگی ناپذیرشان ، در عرصه زبان و ادب بلوچی، در ظرف کمترین مدت توانستند از خود خلاقیت نشان داده و آثاری خلق کنند؛ و انرژی علمی خود را در راستای احیا اعتلا و پویایی زبان و ادبیات بلوچی، صرف نمایند.(روان شان شاد و سعی شان مشکور باد).

با توجه به گفته های نویسندگان معاصر بلوچ، ادبیات بلوچی را می توان به سه دوره تقسیم کرد:

-1 دوره کهن یا کلاسیک:آثار به جا مانده از این دوره (که به صورت شفاهی به دست ما رسیده اند ) اشعار و داستانهای اساطیری- تاریخی هستند؛ اشعار و داستانهای این دوره بیشتر با نام قهرمانان افسانه ها شهرت دارند تا با نام گویندگان و سرایندگان آنها. اغلب اشعار این دوره ، توسط پژوهشگر جوان آقای فقیر شاد ، در مجموعه ای به نام «میراث» گرد آوری شده است . این کتاب قطور به حق میراث فکری ، حماسی و ادبی بلوچ محسوب می شود؛ زیرا که تاریخ ، قهرمانان ملت بلوچ، با این دوره از ادب گره خورده است.

-2 دوره میانه (دوره ملایان) : اکثر شعرا این دوره علماء ملا بوده اند؛ به همین سبب امروزه بنام دوره ملایی یا ملایان شناخته می شود. شاعران نامی این دوره عبارتند از:ملا فاضل مندی، ملا قاسم، ملا اسماعیل پل آبادی، ملارگام واشی(خاشی) ،ملا عزت پنجگوری ، ملا نورمحمد بَمْپُشتی و ملا ابراهیم باهوکلاتی و... .

ملک الشعرا و سرامد شاعران این دوره ملا فاضل می باشد؛این شاعر پر آوازه مهارت عجیبی در بدیهه سرای داشت، علاوه بر این نو آوری و کارهای کاملا" ابتکاریش در عرصه شعر و ادب، وی را به مقام یک شاعر بزرگ رساند. سروده های با ارزش او در سه دفتر با نامهای «شَـپْچِـراگ»،«دِرَپْـشۏکِڃـن سهیل» و «شهلَچّه کار» گرد آوری شده است.

-3 دوره جدید: جامعه ترین و ارزش مند ترین دوره ادبیات بلوچ، با دارا بودن ویژگی های خاص خودش، دوران معاصر می باشد،در این برهه از زمان شاعران و نویسندگان آگاه و متهد، بر اثر مطالعه ادبیات ملل مختلف جهان توانستند؛ با استفاده از تکنیک ها و قالب های نوین، در داستان نویسی و شعر گویی تازه در کالبد ادبیات بلوچی بدمند.سید هاشمی، عطاشاد، کریم دشتی، جی،آر، ملا و مبارک قاضی از بزرگترین شاعران این دوره محسوب می شوند. حالا به اختصار به بررسی آثار و انواع ادبی این دوره می پردازیم:

-1 مجلات و نشریات ها : از اوایل سال 1951 تا امسال (8-2007) م همواره مجله هایی به زبان بلوچی منتشر شده و می شود و مهمترین شان عبارتند از : ماهنامه «بلوچی» ، ماهنامه «لبزانک» ، ماهنامه «سوغات» ، فصلنامه «درد»، فصلنامه «چمگ»، و... .

-2فرهنگ ها و لغت نامه ها : مشهورترین لغت نامه بلوچی زبان، به نام لغت نامه «سید گنج» توسط سَیَد زَهورْ شاه هاشمی در یک جلد ضخیم نگاشته شده است؛

فرهنگهایی که به زودی چاپ می شوند عبارتنداز: 1- میرگنج از احمد دهانی2-فرهنگ لغت استاد ایوب ایوبی بافونتیک دوزبانه3- فرهنگ دو زبانه بلوچی- فارسی از استاد عبدالقفور جهاندیده استاد دانشگاه دریا نوردی و علوم دریایی چابهار 4- بلوچی دیکشنری که توسط جمعی از محققان و زبان شناسان آکادمی بلوچی کویته پاکستان تدوین شده است 5-فرهنگ دو زبانه بلوچی- انگلیسی از ابن داود گوادری 6- انسائیکلوپیدیا بلوچستانیکا(= دائره المعارف بلوچستان) توسط جمعی از زبان شناسان و پژوهشگران به سرپرستی پروفسور صبا دشتیاری در حال تدوین است.

-3 شعر: شعر از پربارترین انواع ادبی این دوره به شمار می آید: کتابهای ارزشمند شعری این دوره با نام سرایندگان شان عبارتنداز: «کسدگوار» از سَیَد هاشم ، «شَپْ سحار اندیم» و «روچگر» از عطا شاد، «زرنوشت» از مبارک کاضی و «مکرانَـیْحْ شَیْر» از مولانا عبدا... روانبد ، و... .

-4 داستان: تاریخ آغاز داستان نویسی در ادبیات بلوچی بر می گردد به سال 1951م پروفسور غنی پرواز ،حکیم بلوچ امان ا... گِچْکی ، بانل دشتیاری و حفیظ حسن آبادی از داستان نویسان مشهور به شمار می روند.

-5 طنز: این نوع، از انواع ادبی در ادبیات بلوچی به نام «تژن و بِچْکند» معروف است. طنز نویسان تر دست این دوره عبارتنداز: محمدبیگ بیگل ، اکرم صاحب خان ، عیسی گل؛ از مجموعه کتابهای طنز : «شکّل و ماجین» ، «جوکر» ، «زَندیْحْ دَپار» و «بڃل و آلار» را می توان نام برد.

-6 نقد:نخستین نویسنده ای که مقالات انتفادانه نوشت ، کریم دشتی بود؛ مجموعه نقد های این نقاد چیره دست را می توان در کتاب مایه نازش «شر گداری» مطالعه نمود. سایر کتا بهای نقد عبارتند از 1- لبزانکی نقد کاری از صبا دشتیاری 2- لبزانکی شرگداری از پروفسور غنی پرواز 3- تناپڃـن تِران از صدیق آزاد 4- نگدانک از دکتر ناگمان.

-7 رمان: رمان نخست در ادبیات بلوچی توسط سَیَد هاشم به رشته تحریر در آمد و بعد از آن آقایان غنی پرواز ، دکتر اسلم دوستڃن و فقیر محمد عنبر رمانهایی منتشر نمودند.

-8ترجمه: در ترجمه و تفسیر قران کریم و متون دینی به زبان بلوچی - مولانا قاضی عیدالصمد سربازی و مولانا خیر محمد ندوی (رحمه الله) کاری کردند کارستان ، و از خود آثار بسیار گرانبهایی به جا گذاشتند.

نوشتار حاضر را با ذکر پاره ای از واژه ها و اصطلاحات متداول، مصطلح در ادبیات بلوچی، با معنی و مفهوم شان ، به پایان می رسانم:

.1رَم= مطلق نثر اعم از اینکه داستان ، رمان ، نمایشنامه و ... باشد.

- 2لچّه= مطلق شعر اعم از اینکه غزل ، مثنوی ، قصیده و ... باشد.

- 3آزاتْ لَچّه= شعر نو ، شعر نیمایی

4 .دستونک= قالب شعری غزل.

5 .رَجَانک= ترجمه- بر گردان

.6 نبشتانک، مقاله = چشمانک= تبصره

.7 شونکار = سردبیر - شونگال = سر مقاله
بلوچ وبلوچانی گپ و دیوان

چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1392 :: 23:2 ::  نويسنده : بلوچ_ngi

برای دانلود آهنگها روی اسم اهنگ مورد نظر کلیک کنید

 
 
 
 
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392 :: 17:10 ::  نويسنده : بلوچ_ngi

ای دل این باران ها را که می بینی مپسند چون همیشه همراه ما نیستند به میل و علاقه خود می آیند و دوباره می روند به طمع باران های زودگذر در مناطق بی آب خانه نساز که بارانها  می روند و تشنگی هلاکت می کند

متاسفانه قلب هایی که برای جمع آوری این اشعار می تپد بسیار کم اند.آنقدر کم که گاهی احساس هم نمی شوندو زبان و ادبیات بلوچی کاملا از یاد برده شده است.ادبیاتی که روزگارانی زبان زد خاص و عام بوده و شاعرانی بلند آوازه از آن سر بلند نموده اند . قلب دکتر عبدالغفور جهان دیده دکترای ادبیات فارسی از دانشگاه علامه طباطبایی تهران و عضو هیئت علمی دانشگاه دریانوردی و علوم دریایی چابهار از جمله قلب هایی است که هنوز برای حفظ و نشر ادبیات غنی بلوچی می تپد.ایشان در پیشگفتار کتاب دیوان روانبد که به دستان مبارک او جمع آوری شده و با مقدمه او می باشد چنین نگاشته اند:چه اندیشمندان و دانشمندان و نوابغ بزرگی که همراه با اندیشه و دانش و نبوغ خود بدون استفاده مانده و در خاک شدند و اطلاعات ما در باره آنان فقط در حد نام یا خاندان یا شهر آنهاست.در ادامه می نویسند که:تلاش بسیاری لازم است تا چهره این بزرگان یکی پس از دیگری از گمنامی بیرون کشیده شود و شخصیت آنها به طور شایسته متجلی گردد.آقای دکتر در این پیشگفتار به نقل از کتاب تاریخ ادبیات در ایران جلد اول ص449در باره رابعه ی قزداری که برخی آن را اولین شاعر زن فارسی می دانند چنین می نویسد:رابعه بنت کعب قزداری بلخی از شاعران معروف قرن چهرم هجری است که سخن او در لطافت و فصاحت و حسن تاثیر معروفست.حال قزدار کجاست؟قزدار که امروزه به آن هزدار یا خضدار گویند شهری است در بلوچستان که امروزه در حوزه بلوچستان پاکستان می باشد.در مورد او سخن فراوان است اما برخی براین باورند که اصل او از کج و مکران است و برخی گویند که از بلخ است لیکن در مکران ساکن و متاهل بوده است.به هر حال او از مفاخر بلوچستان و بخصوص مکران به شمار می آید.شاید سوال پیش آید که کج کجاست؟کج یا کیچ از شهرهای بزرگ مکران بوده که امروزه در بلوچستان پاکستان قرار دارد و به نام تربت معروف است.سوالی که پیش می آید این است که در چند سطر پیشین گفته بودم دیوان روانبد حال روانبد کیست؟روز هیجدهم ماه شعبان 1345هجری قمری در خانه ی مردی روحانی به نام قاضی مولوی یحیی از اهل باهوکلات از توابع شهرستان چابهار پسری به دنیا آمد که او را محمد عبدالله نام نهادند.او قرآن را نزد مادرش و کتاب های فارسی و عربی در زمینه صرف و نحو و سایر علوم را در نزد پدرش آموخت.تا سنین جوانی فقه و اصول و فلسفه و منطق و ریاضی و ادبیات آموخت و سپس به مدرسه مظهرالعلوم کراچی رفت و از اساتیدی چون مولانا علی محمد سندی که یکی از استادان محمد اقبال لاهوری بوده است فیض برد.او سپس به شهر و دیارش باز گشت.مولانا محمد عبدالله روانبد پیشنی نام کامل این بزرگوار است که او را می توان بزرگترین شاعر مکرانی معرفی نمود.مولانا به سه زبان زنده دنیا شامل:بلوچی ، فارسی و عربی شعر می گفت در حالی که او عالم دین و ریاضی دان حاذقی نیز بود.از مهم ترین آثار او می توان به:تاریخ بلوچستان،نظم القاعد والفوائد،نهرالفائض،دیوان اشعار فارسی و عربی ،دیوان اشعار بلوچی و تجریدالتجوید اشاره نمود.شعر مکران یکی از مهم ترین شاهکارهای ادبی او می باشد که بر وزن مستفعلن مستفعلن سروده شده است. در قسمتی از این شعر بسیار زیبا چنین آمده است :

جی می وتی ملک کهن میر بلوچانی وطن

رشک یمن داغ ختن دوستی بس نزدیک من
همچو ساه اندار بدن پر می دل مثل چمن
شعر زیبای قلم از اشعار مولانا روانبد نیزاز شاهکارهای شعر کلاسیک بلوچ است و همواره استقبال گرمی از آن شده است.پیشنهاد می شود که هر دو شعر فوق (قلم و مکران)را با صدای ماندگار ملا کمال خان هوت (ره) از خوانندگان حماسی معاصر بلوچ گوش فرا دهید.
دکتر جهاندیده با کسب اجازه از فرزندان او آثار مولانا را که تا قبل از آن مکتوب نبودند به کتابت در آورد و چاپ می نماید و تحت عنوان دیوان روانبد به بازار عرضه نمود.خداوند توفیقی عنایت نمود که خدمت آقای دکتر جهاندیده شرف یاب شدم و از نزدیک با او به گپ و گفت پرداختم.خدا را شکر آنجا جهاندیده هایی هستند که قلبشان برای مکران می تپد اما در نزد ما چطور؟؟؟؟؟؟؟؟؟از لیردف گرفته تا میناب که جزیی از مکران اند متاسفانه زبان بلوچی در حال از بین رفتن است چه رسد به ادبیات بلوچی و ما همچنان در خواب به سر می بریم غافل از اینکه برای نسل بعدی ما واژه بلوچ و مکران واژه هایی ناملموس و نا آشنا خواهند بود.چه بسا روانبد هایی در همین مناطق خودمان زندگی می کردند که امروز از آنها بی خبریم و فقط به مطالب پوچ و بی اهمیت توجه می کنیم و ذره ای به فکر نیستیم . اصحاب قلم،تحصیل کرده ها ،وبلاگ نویس ها و همه و همه در این مناطق در بی خیالی به سر می برند. بجز اندکی که ما به جای تشویق آنها تنبیه شان هم می کنیم.نمی دانم که کی به خود می آیم اما خدا کند هر چه زود تر این امر محقق شود.از همه دانشجویان دانش آموزان و همه کسانی که این مقاله را می خوانند و دلشان برای فرهنگ و ادب اصیل مکرانی می تپد تقاضا می کنم که با جمع آوری اصطلاحات،ضرب المثل ها،حکایت ها و اشعار بلوچی این ادبیات غنی و اصیل ایرانی را حفظ نمایند.اقای دکتر جهان دیده کتاب هایی بسیار با ارزش که حاصل شانزده سال تلاش های ایشان بوده نوشته اند که لازم می دانم در این جا معرفی نمایم.کتاب اول ایشان در مورد اشعار بلوچی و مقایسه آن با اشعار فارسی است که در سه جلد و هر جلد آن 500صفحه یعنی کاملا در 1500صفحه نوشته شده است.کتاب دوم ایشان تحلیلی بر شعر مکران از سروده های مولانا روانبد است که با بیان تاریخچه مکران و سیر تحولات آن شعر مورد نظر را از جهات دستوری لغوی و معانی آن بررسی نموده است.کتاب سوم فرهنگ بلوچی نام دارد که ایشان بیش از سی هزار لغت و اصطلاح بلوچی را به فارسی ترجمه و توضیحات کاملی نیز ارایه کرده است.کتاب چهارم ایشان نامنامه بلوچ می باشد که در آن بیش از دو هزار نام اصیل بلوچی با توضیحات کامل نوشته شده است لازم به ذکر است که دست نوشته هر چهار کتاب فوق تحویل انتشارات جهت چاپ شده و در زیر چاپ می باشند و به محض ارایه این کتب به بازار حتما اطلاع رسانی خواهم کرد.این حقیر فقط دست نوشته های این کتب را در زمانی که خدمت استاد رسیدم ورق زدم.به امید اینکه روزی دل تمامی ما برای بلوچ و مکران و ادبیات غنی بلوچی بتپد و انشاالله شاهد پیشرفت های این قوم با حفظ سنت های قومی خود باشیم.در آخر ترجمه غزل ما بلوچین ما بلوچین ما بلوچ از سروده ای مولانا محمد عبدالله روانبد که به زبان بلوچی سروده اند را به همه خوانندگان عزیز تقدیم نموده و برای همه سلامتی و بهروزی آرزو می کنم. ما بلوچیم ما بلوچیم ما بلوچ//ما ماه و خورشید تازه طلوع کرده ی بلوچستان هستیم//ای قوم بلوچ کتاب زندگی تو از هم پاشیده و برگ هایش از هم جدا شده اند//رشته وحدت و یکپارچگی را در دست بگیر و ان را بهم بدوز//چرا از کاروان عقب مانده ای//شاهراه پیشرفت و ترقی مانند خورشید روشن و ظاهر است//همراهان دیشب صبح زود از خواب برخواسته اند و حرکت کرده اند//وزود تر از تو در منزلگاه فرود آمدند و امروز در راحتی و آرامش هستند//اما خورشید طلوع کرده و تو هنوز خواب آلوده ای و به فکر کوچ نیستی//وبار سفر تو آشفته و پراکنده است//ثمره کار و کوشش کامیابی است//چگونه می خواهی میوه انبه بچینی در صورتی که تو درخت خرما کروچ کاشته ای//اگر گوهر با ارزش و گرانبها می خواهی باید در اعماق دریا فرو روی//اگر سنگ گرانبهای لعل را طالب هستی باید کوه های سفت و سخت را از هم بشکافی//ای بلوچ روزگار خود را در خواب غفلت می گذرانی//جنس گرانبهایی چون وقت و عمر خود را اینگونه نسوزان و تباه مکن//چرا بر پیشرفت کشورهایی چون روم و شام حسرت می خوری//تو هم می توانی مثل کشورهای مترقی پیشرفت کنی و از شهر و مناطقی مانند چانپ و نکهچ روم و شام بسازی//برای اسب تازی لاغری و باریک اندام بودن عیب و عذری نیست//تو با لاغری خود بهتر بتاز و عذر و بهانه پوچ را کنار بذار//با غیرت بلوچی کمر همت خود را ببند//مانند میش سر خود را پایین نینداز،مثل قوچ برخیز و مبارزه کن//آن وقت تورا گفتن این سخن مفتخرانه می زیبد که://ما بلوچ هستیم ما بلوچ هستیم ما بلوچ//ما ماه و خورشید تازه طلوع کرده بلوچستان هستیم.

                منبع:وطن هشکین دار

دوست عزیز اقای  م .ش من منبع این مطلب رو نوشتم

شنبه چهاردهم اردیبهشت 1392 :: 15:9 ::  نويسنده : بلوچ_ngi
 


در سال یک هزار و سیصد و بیست هجری شمسی در بندر پیشوکان (pisho kan) در منزل هوت مراد که از قبیله هوت – یکی از قبایل قوم بلوچ بود؛ نوزادی پا به عرصه ی وجود نهاد؛ که او را کمال نامیدند.


در ناصیه کمال آثار بزرگی و کمال، هوش و ذکاوت از همان دوران صباوت هویدا بود او از همان دوران کودکی در دامان خانواده ای مذهبی و فرهنگ دوست بالید . کمال به شنیدن داستان های قومی – بلوچی علاقه ای وافر داشت؛ اشعاری را که بزرگان خاندان (مردان و زنان) می شنید مدام زیر لب زمزمه می کرد و گاه مدت ها به حفظ کردن اشعار مشغول بود.

حاجی دادکریم از بستگان کمال خان هوت می گوید: “عمویی داشتیم که او نیز به اشعار و داستان های بلوچی فوق العلده علاقه مند بود . نسخه ای از یک کتاب بزرگ بلوچی داشت که او نیز آن را از گذشتگان

 به ارث برده بود . اما هرگز این کتاب خطی را در اختیار کسی قرار نمی داد و آن را چون گنجینه ای گران بها محافظت می کرد بدون تردید ملا کمال خان مقداری از اشعار این کتاب را حفظ کرده بود یا از آن یادداشت برداری کرده بود . متاسفانه با درگذشت عمو دیگر خبری از کتاب نشد و اثری از آن به جا نماند و عمو آن را برای همیشه با خود به گور برده بود چون من در زمان درگذشت عمو در محل نبودم و بعدها با وجود کوشش های فراوان اما اثری از آن نیافتم ”.

آقای دوست محمدبلوچ  ازقبیله ملا کمال خان و از اعضای شورای اسلامی سابق شهرستان چا بهار درباره ی شعر حماسی بلوچی و نقش ملا کمال خان در پیش برد آن اینگونه بیان داشت : “ ملا کمال خان در منطقه ای از چاه بهار رشد کرد که مرکز شعر حماسی بلوچی بود. از منطقه وشنام (wash nam) و تیسکوپان (teskowpan) گرفته تا دپ مان دپ (Damedap) ، لاتی دان (Latigdan) و پلانی (paLani) – روستای محل سکونت ملا کمال خان و محل دفن او – در شرق شهر چاه بهار . مردم این منطقه بیشتر از راه دامداری و عده ای بنام مید (Meid) از راه ماهیگیری امرار معاش می کردند . هر گاه بهارگاه (فصل بهار) فرا می رسید مردم این منطقه به شکرانه ی نعمت های الهی به جشن و شادمانی می پرداختند و پهلوانی (خواننده ای ) را دعوت می کردند که از سر شب گرفته تا بامداد آن ها را با اشعار حماسی، عاشقانه، داستان های پیامبران به ویژه رسول گرامی اسلام حضرت محمد (ص) ، چهار یار رسول ، دیگر بزرگان دین، قهرمانان و شخصیت محلی مردم را سرگرم می کردند . این مجالس بیشتر رنگ معنوی و روحانی داشت تا لهو و لعب ترنم و ترقص های هوس آلود. از شخصیت های معروف حماسی این منطقه قبل از کمال خان می توانیم از از شخصی به نام دادل جَتّ (DadaLe Gatt) نام ببریم که متاسفانه هیچ گونه اثری از وی به جا نمانده است .

در مصاحبه ای کوتاه که دو سال پیش (1386) با ملا کمال خان هوت در ایرانشهر داشتیم ؛ او درباره ی علاقه مندی اش به شعر ، موسیقی و زبان بلوچی چنین بیان داشت که من از کودکی اشتیاق فراوانی به اشعار و موسیقی بلوچی داشتیم و در محافل شادمانی به اجرای موسیقی می پرداختم . یادگیری فرهنگ شفاهی بلوچی از قبیل؛ داستانهای حماسی ، داستانهای عاشقانه و داستانهای دینی و مذهبی برایم بسیار جالب و گیرا بود. وفاداری به عهد و پیمان قهرمانان داستانها، روحم را شاد می کرد. به پیمان شکنی و خلاف میثاق روحم را می آزرد ؛ زیرا تا بوده “ بلوچ و قولش بسیار با اهمیت بوده است ”. پیمان شکنی در نزد بلوچ گناهی نابخشودنی بوده است . ملا کمال خان اذعان کرد که در نزد هیچ کس به طور مستقیم شاگردی نکرده است. ولی مگر می شود شخصیتی با آن همه عظمت از کسی متاثر نباشد ؟

ملا کمال خان از محدود کسانی است که از استادان خود بسیار فراتر رفته است و نام و آوازه ی او آفاق را در نوردیده است .

موسیقی مقامی بلوچستان که سراسر کوها ، دشت ها را پیموده و همراه با بلوچ ها تا دورترین افق ها رفته است . در بعضی از کشورهای آفریقایی ، کشورهای حاشیه ی خلیج پارس ،مسقط و عمان، منطقه ی ماری هند (مرو قدیم) در کشور ترکمنستان و بعضی از ایالت های هند ، سند و پنجاب؛ موسیقی بلوچی بیگانه نیست.

موسیقی بلوچی همواره وامدار (مدیون) شخصیت های برجسته ای چون ملا موسی، پهلوان عبدالرحیم، ملا کمال خان هوت، ملا جان محمد، قادر بخش، شهدادشکر، لال بخش پیک و ....می باشد.

همراه با این آوازهای جادویی و آسمانی ، پنجه ی طلایی استاد رسول بخش زنگشاهی – استاد مسلّم سرود (قیچک) استاد علی معروف به علی سرودی و صدها نوازنده ی گمنام بلوچ است .

اهمیت کار ملا کمال خان و خلاقیت او در موسیقی :

بزرگترین موسیقیدانان ایران و جهان وقتی که خوانندگان و نوازندگان بلوچ را در حال اجرا می بینند دچار بهت و شگفت زدگی می شوند که چگونه موسیقیدانان بلوچ بدون نت و رهبر ارکستر برنامه اجرا می کنند؟

در این گونه موارد آن چه که این گروه های موسیقی ره به سمت جلو هدایت می کند که بدون کوچک ترین اشتباه و خارج شدن از نت به کار خود ادامه می دهند ؛ هماهنگی ذهن خواننده و پنجه های نوازندگان است که به طور بسیار شگفت انگیزی با هم همراهی می کنند . استاد محمد رضا شجریان در مراسم گرامیداشت ، ملا کمال خان هوت در تهران او را از بزرگ ترین استادان مقامی ایران دانست . اکنون که ملا کمال خان در میان ما نیست . عرصه موسیقی  مقامی خالی است و خطر انقراض آن را تهدید می کند . روش کار این پهلوانان سنتی به این شکل است که مقدمه ای با موسیقی نواخته می شود . که از همان آغاز نوع موسیقی را مشخص می کند که موسیقی شاد یا غم انگیز است . بعد از نواختن مقدمه پهلوان که همان وخواننده است شعر را شروع می کند . در آغاز درباره ی حمد باری تعالی ، اشعاری می خواند و بعد از آن در لغت رسول گرامی (ص) اشعاری خوانده می شود . ستایش چهار یار رسول و دیگر بزرگان دین به دنبال می آید . این اشعار طولانی که بی شباهت به قصاید فارسی نیست . البته با قصاید فرق عمده دارد و آن قافیه است که تا پایان باید روال قافیه حفظ شود؛ در صورتی که در شعر بلوچی بعد از سرودن چند بیت قافیه عوض می شود . و آزادی عمل بیشتری از نظر قافیه وجود دارد . در واقع شعر طولانی بلوچی حد فاصل بین قصیده و مثنوی فارسی است . شعر بعد از مقدمه وارد متن می شود . در این وسط پهلوانان اوج و فرود هایی را در شعر و موسیقی هر دو به وجود می آورد . تا تاثیر شعر و موسیقی را شنوندگان بیشتر کند . در وسط شعر برای توجه بیشتر شنوندگان اشعاری در هجران معشوق یا دوست به صورت زهیروک(Zahirowk) یا زهیرگ (zahirig) می آورد یا غزلی از شاعران فارسی زبان که آن را به شیوه ی زبان بلوچی می خواند که بر زیبایی و گیرایی شعر می افزاید و بعد از نفس تازه كردن شعر به روال عادی باز می گردد و تا پایان ادامه دارد.

با این حساب شعر بلوچی شبیه یک داستان کوتاه است . که دارای مقدمه، متن ، اوج گره گشایی و فرود است .

صداقت بیان و گرمی کلام گاهی چنان در خواننده اثر می گذارد که سنگدل ترین افراد را به گریه وا می دارد و یا كسی را که سالهای سال ، موطن خویش دور افتاده چنان با اشتیاق به سمت خانه و کاشانه می کشاند . که می توتند یادآور بعضی از ماجراهای شعر فارسی باشد . از جمله داستان نصربن احمد سامانی و رفتن او از بخارا را به سمرقند و دیگر نواحی خراسان بزرگ آن زمان و دست به دامان شدن بزرگان به نزد ابو عبدالله رودکی . رودکی آن قصیده ی معروف بوی جوی مولیان ” را سرود که نصربن احمد سامانی بدون موزه ونعلین  پا در رکاب خنگ نوبتی می نهاد و برای بقیه ی ماجرا به کتاب چهار مقاله ی نظامی عروضی سمرقند مراجعه کنید . در شعر معروف باگین بشکرد (Bagin Bashkard) که سراینده ی آن ملا ابراهیم حسن راسکی است به درخواست همسر سردار سید هان (سعید خان) سروده است . و اگر آن را با شعر رودکی مقایسه کنیم چه از لحاظ محتوایی و چه از لحاظ زیبایی های شاعرانه بسیار زیباتر و با ارزش تر است .

ملا کمال خان با سفر هایی که به مناطق مختلف کرد . به این واقعیت پی برد ، که حامل میراث گران بهای زبان، فرهنگ و ادبیات بلوچی است .. سنگینی این بار را بیشتر بر دوش خود حس می کرد و به دنبال جانشینی قابل برای انتقال این میراث بود . متاسفانه هیچ کدام از فرزندان او در پذیرش و پاسداشت این میراث نه تنها علاقه ای نشان نداند بلکه بیشتر به دنبال این بودند که او از خواندن و سرایش شعر منع کنند . یکی از فرزندان او با سطحی نگری و قشری گرایی بارها پدر را آزرد و دل دوستداران ملا کمال خان را شکست . اکنون که پدر در میان ما نیست بر این فرزند فرض است که جبران مافات کند . حداقل دیوان اشعار او را به چاپ برساند. نوارهای موسیقی و ویدیوهای او را جمع آوری کرده و به شکل آبرومندانه در اختیار مردم ایران و جهان قرار دهد. پس مجموعه ی آثار ملا کمال خان را بشرح ذیل می آوریم :

1- دیوان اشعار : که شامل نزدیک به پنجاه سروده ی طولانی است که متاسفانه تاکنون به چاپ نرسیده است البته کمال خان در محافل و مجالس اشعار خود را نیز خوانده است .

2- نوارهای موسیقی : نزدیک به نیم قرن است که کمال خان خوانندگی را آغاز کرده است ولی شاید اجراهای اولیه او در دست نباشد اما بیشتر آن ها به صورت کاست در دست است که باید بازنگری و تکثیر شود . تکراری ها حذف و بهترین ها دوباره نشر شود .

3- برنامه ها و اجراهایی که ایشان در صدا و سیما و جشنواره داشته است باید در اختیار مردم قرار داده شود .

4- نوارهایی که ایشان به صورت دکلمه اجرا کرده است که آقای دکتر عظیم شه بخش ، استاد و محقق بزرگ، به همراهی و همکاری محمد فاروق هوت تهیه کرده اند باید ویرایش و بازنگری و در اختیار مردم قرار داده شود .

به قلم عبدالحمید ایران نژاد
جمعه سیزدهم اردیبهشت 1392 :: 2:10 ::  نويسنده : بلوچ_ngi
« هنر وسيله ايست براي رسيدن به هدفي معيٌن » (4) . اينجاست كه مي گويند : هنر ، عبارتست از مجموعه اي از ابزار و وسايل عملي يا فكري به منظور رسيدن به هدفي معيٌن ؛

به اين ترتيب از آنجا كه شعر هم يك هنر است ، مي تواند اكتسابي باشد . مي توان آنرا آموخت ! آيا اينطور نیست؟


شعر امری ذوقی است، ولی به نظر می آید که غالبا در لحظات خاص به سراغ آدمی می آید. شاید بتوان گفت شعرهایی که در لحظات خاص سروده می شوند، قوت عاطفی بیشتری دارند. به واقع انسان در حالت عادی، همان زبان عادی را برای منظورهای خویش کافی می بیند و فقط وقتی به بیانی برتر می گراید، که حس کند این بیان عادی برای توصیف وضعیت باطنی اش نارساست. از آنجایی که شعر مرهم بسیاری از دردهای بشری است، اگر در تمام لحظه های زندگی، فقط با واقعیت روبرو باشیم عملا هیچ ا حساس انسانی نخواهیم داشت. در واقع زندگی خالی از هنر، بار سنگین و زمختی است که لنگر می اندازد. کسی که هنر را تحقیر می کند، خودش را تحقیر کرده است. شعر، نشانه یک زندگی عالی و بشری است. مردم با خیال زندگی می کنند و بهترین چیزی که خیال را تحت تاثیر قرار می دهد شعر است، پس این واقعیت که نقش روزمره کننده را ایفا می کند و شعر، حقیقتی است که اگر نمی شود سراینده آن بود، می توان دست کم خواننده آن شد و از روزمر گی رهید.

شعر در کوتاه ترین و موجزترین و خوش آهنگ ترین و مناسب ترین همنشینی واژه هایی آشنا، ما را با معنایی درگیر می کند که برای عقل، نامفهوم و موهوم و بیگانه است، اما برای دل و جان، آشنا و حس شدنی است. شعر، میزبانی صادق است که قلب مخاطبان مستعد خود را هدف قرار می دهد و آنان را به ساحت ناممکن ها و ناباوری ها فرا می خواند تا خود ببینند و باور کنند که اگر ایمان و عشق باشد، هر ناممکنی ممکن می شود. شعر، پیام آور عشقی تنیده در جنون است و با عالم عقل، هزار سال نوری فاصله دارد و مراد از عقل، سیستم پیچیده بخشی از ادراک آدمی است که برای تداوم حیات خویش، ناگزیر به مبارزه با عشق است؛ یعنی مبارزه با ادراکی که نه بامغز، بلکه با تمامیت وجود آدمی تجلی خواهد کرد و هم چون سیل، جاری خواهد شد و خانه پوشالی عقل خوداندیش و کارافزا را ویران خواهد کرد، همان خانه ای که مولانا نیز ما را به ویران کردن آن ترغیب می کند:

هم خویش را بیگانه کن، هم خانه را ویرانه کن

وانگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شو

شاعران و خوانندگان ما واسه اینه که راه شعر و شاعری را انتخاب کردن

شاعر میگه >تا موسیقی زندگ مبی زبان زندگ نبی اگه زبان زندگ مبی قوم زندگی نبی>

<تا موسیقی نباشه زبان  نیست زبان نباشه قوم هم نیست>(منظور از زبان زبان مادری هر قوم  و قبیله می باشد)

شعر و موسیقی هر قوم وقبیله ای نشان دهنده فرهنگ و سنن آن قوم میباشد پس فرهنگ و سنت های خودمونو حفظ کنیم همانطور که گذشتگان ما آن را زنده نگهداشتن در واقع زنده نگهداشتن سنت هامون وظیفه ماست

تا نسل بعدی ما از فرهنگش  و از زبانش خبر داشته باشه

سه شنبه دهم اردیبهشت 1392 :: 23:28 ::  نويسنده : بلوچ_ngi

برای دانلود هر  آهنگ روی آهنگ مورد نظر کلیک کنید

 استاد شیر محمد اسپندار بهترین نوازنده  دونلی (دو نی) جهان

1-آهنگ اول

 

2-آهنگ دوم

 

3-آهنگ سوم

سه شنبه دهم اردیبهشت 1392 :: 22:50 ::  نويسنده : بلوچ_ngi
این اهنگها روایت تازیخ بلوچ هستند که سعدی بلوچستان (مرحوم کمالان) آنها را با زبان عامیانه بیان کرده  به شما  پیشنهاد میکنم این آهنگها را دانلود و گوش کنید ضرر نمیکنید


http://vista.ir/include/lifestyle/images/95c4a50d1afde46fe433a63f0f9627dd.jpg

برای دانلود روی آهنگ مورد نظر کلیک کنید

 

 

1-داستان یوسف خان

 

2-داستان جلال خان

 

3-داستان ملا فاضل

دوشنبه نهم اردیبهشت 1392 :: 0:8 ::  نويسنده : بلوچ_ngi
هر چی کنه بکں «هر چه خواهی انجام بده»

مرچی باندا بکں «امروز و یا فردا انجام بده»

زاله گلامی مکں «غلام(نوکر) زنت نباش»

جنه رند گیری مکں «از زنت اطاعت برداری مکن»

ماتُ و پتِ خدمتا بکں «به مادر و پدرت خدمت بکن»

مات بهشتِن «مادر بهشت هست»

پت جهانه «پدر دنیاست»

بِرات کوپگں «برادر به سان بازوانت»

گوار ساهگں «خواهر به سان سایه بانت»

زرّی ملاهان دردی گرات «ملاهایی(شیخ) که سحر و جادو می کنند را درد بی دوا بگیرد»

جن سحر کنت پیسرا مرات «زنی که شوهرش را سحر و جادو می کند ، زودتر بمیرد»

زاله دست گوارن مارے ورات «دوستان زنی که پیشنهاد سحر و جادو می دهند را مار سیاهی نیش بزند»

مردِ مال وارانی لاپ رچات «دوستان شوهر را که بخاطر ثروتش باهاش هستند را اسهال بگیرد»

جن چیر گو مردا الله هی برات «زنی که با شوهرش دو رویی می کند را خدا هر چه زود تر ببرد(بمیرد)»

ها چوره هانی هکی گرات «حق یتیم ها دامن گیرش شود»

برات و گوار منا گِرے واهینا «برادر و خواهرم منو به یاد گذشته می اندازند مرا به گریه می اندازند»

دل کاری ماتِ منا تڑپاهینا «مادرم ازم دلخور شده ، هی به من یاد آوری می کنند»

اولادان گو بی دردینا «فرزندانم که به هیچ درد من نمی خورند»

اِٹ هره چوشیں جنا ظالمی نا «لعنت بر همچنین زن ظالمی»

الله بپرهیزی بدیں جنینا «خدایا همه زندگی ها را از همچنین زن هایی نجات بده»

سیاه تپی گرات و ڈمبرینا «همچنین زن هایی را تب بی دارو بگیرد و باد دهد»

جنا سَره دنیا منا رسوا کت «زنم آبروی مرا برد»

من گو ں وتی زندا هیچی نکت «من در طول زندگیم هیچ کاری نتونستم انجام بدم»

مال و زمین و لوگ منا را نے «زمین و ثروتم را زنم برد،هیچی ندارم»

برات و گوارانی مدد نکت «موقع نیاز به برادر و خواهر هام کمک نکردم»

کوم و راجِ من پروا نکت «فک و فامیل را به حساب نمی آوردم»

ماتُ،پته عبددوست هبر نزو «گوش به حرف پدر و مادرم نبودم»

توبا و مندیگ زندگی کنا «پشیمانم می خواهم توبه کنم،از نو زندگیم را بسازم»

نعلتین زالا منا بربادی کت «لعنت بر زنم باد که زندگیم را برباد داد»

الله منا را بپرهیزی «خدایا مرا ببخش»

پیشیگین وشی منا نرسیت «می دونم لذت و خوشی های قبل هیچ موقع برنمی گردند»

منبع:وشدلانی دیوان

یکشنبه هشتم اردیبهشت 1392 :: 23:57 ::  نويسنده : بلوچ_ngi
ولیگ (نذر)


یک بَرے جی گُوش سَد بَرا جی جان اِت کَناں

شَنــک اون ءُ هیـرات ، کولیگ ءُ کربان ات کناں

« یک بار اگر مرا صدا بزنی صدها بار جان خویش را فدا می کنم»

شانک بِدئے چمّاں تو من ءَ نیم چمّے

بچار سرومگ ءِ پـیـم ءَ دیدگ ءُ چـمّــان ات کناں

« به سویم نظری بینداز ،با گوشه چشمت به من نگاهی بیفکن ؛همچون سرمه تو را بدیده و چشمانم پذیرا خواهم بود »

مَن پَہ تَئی مهراں هِچ وڑا چَکّ ءُ پد نہ باں

یَـک بَــرے کائے مَن وَتی مـهـمان اِت کَناں

« من در رسیدن به تو هیچ وقت نا امید نمی شود می دانم یکبار می آیی و من تو را میهمان می کنم »

« رهگوز »ءِ کُــلّ ءَ یَــک بَرے رُژنــایی بِدئے

گُڈ سری اوست ءُ من وتی ارمان ات کناں

«به کلبه فقیرانه این رهگذر ( شاعر ) روشنایی بخش تا تو را داروی دردهایم کنم »

                                  غلامرسول دینارزئی


لھتیں گال چہ نمیرانیں ھوت کمالھان هوت

وارتگ انت گدّاریں بلاہ نوش ءَ
دل منی ھالیگ انت نہ بیت جوشءَ
یل کتگ عقل ءُ دانش ءُ ھوش ءُ
او پھلوان تنبور ءَ بہ کش پوش ءَ
... زیمر ءُ راگاں در کن ھاموش ءَ
گُشتگیں گپّاں دار دلگوش ءَ
نشتگاں باز وھد ءَ پراموش ءَ
جوڑ اتگ چندیں گال دل ءِ جوشءُ
ساز بکن شاگ ءِ سُنَلیں سیمءَ
چست بکن سوز ءُ بلبُلی الھان
تاں بہ بنت رازی مجلس ءُ دیوان
من دل ءَ ھیھات وراں آرمان
نیست اے رنجوریں دل ءَ درمان
گِپتگ من ءَ کھَرانی تپ ءُ گرماں
چوش کاینت چو ساوڑی گورماں

یکشنبه هشتم اردیبهشت 1392 :: 23:38 ::  نويسنده : بلوچ_ngi

دلو دار ایار اے جنک تائے جھانھ لال رخسار

 فرشتہ صؤرتے آ فرحندا دیدار غزالئ از غزالستان تاتار

 مثال یوسف مصری و بازار واجہ اے تمامین عالم لال خریدار

 ای دلو دلدار گیسوان اسیرین اے غزل سنجین زبان منی نکته گیرین

 اے کلم مثل الماس پہ کرتاس خریرین ای جنک رنگ و رها پوره گوشہ بزرل منیرن

جنک رنگ رها بزرل منیرن مشتری و توه لیلی منا مجنون شیدا

 ولا گنوکی کپتگان تئے بندوکیدا تو بیا دلبر کہ تئے دیما من بگندا

یک دمانی تیی گورا بیا بندا من بچارا تئے دو ملگورے کمندا

آ سپیتین گپگپو پلین پرنده و شکر تامین لبو درحای دندان

 ای دلو چو پرچیا سخت چو سنگا اره جفا بر عاشکا مه گندا

چما گنده جنک دوست منا آهو غزالی اے جنک دوست منا آهو غزالی

ولا منیره مشتری بزره کمالی و زلیخا زینتو یوسف جمالی

 گنده شکر بچکندگو طوطی مکالی آ سنوبر کندو سنبل حکو حالی

 گوشی جنه توه گل منا تی باغ بلبل تو مکن دلبر منا طنز تکابل

 من تمنا میکنم گو تو ای گل تیی دو نارج دو بادام دو کاکول

 دو انب خوبین کمان تابین دو سنبل ورک خوشین نهل هاسمی پل

جها گلشن نیست دگر چوشین گل.نه در چین نهه کشمیر نهه کابل نه ایران نه توران نه شهر زابل

نه مصر نه شام نه روم نه شهر بابل

. نهه ملک کی سر فکور دارن عراق ای کوچکا تنبل گو بهرا

 ای جنک در چیدهین چه صد هزارا.

یکشنبه هشتم اردیبهشت 1392 :: 2:40 ::  نويسنده : بلوچ_ngi

شعر شهداد گو مهناز...

 گوشتی عاروسی سیری سنبهیت

شما گوکو پسی کوشی کنی

که همسایگان دعوت کنیت

 پلین تگردا پچ کنیت

 شما نی دهلو دماما ساز کنیت
که شهداد شاریا گلن

که شما عومرا سالونک کنیت
هنچین دروگین نکاحی پر کنیت

 پر منی هنچو مپتا گو منا نامزد کنیت
گوشتی من هنچین کاری کنون که کسا نکوتگ پیسرا (مهنازا گوشت)
آ شهدادی بی ننگین خبر

 داگت منا  تا محشرا

کپتگ گو لودیگین جنا

ایبانا دنت په دامنا

شهداد من ترا آس جنا

 هنچو منه آسی کتگ

 شهداد من ترا وار کنا

هچو که منا برباد کتگ

 هنچو ترا برباد کنو منا برباد کتگ

تیی پت چو چم روشنین

 من زانا نی زیت بین گردو گبار

اوحه لالو تیی پت چم روشنین

 زیتو بین گردوگبار

 تیی تهلانکو زهر پادین لگت

 یادنت منا آ بار بابر

 مهناز گو من کاسدی راهی کتگ

 حزمو وتی لوتایتگ

نو بیایت منی براتو پتا

 کشیت تگردو پترا منی شاهی کافرا

گوشتی نی بیاری گوشوکی لانگوا

گوشتی شهداد چهار کُل کشا

 وکتی که دهلو دماما ساز کنیت

 شهداد کُل کشا یک برزتری کُلی جنیت

لوگ کشی کو پدلان یا شیشُمی کتی جنیت

جُل نِپادا پَچ کنیت گوشتی شما عومرا سالونک کنیت

 شیرین تری چانشود کنیت

 نی سیری گدانی پِر کنیت

 چادیم پدا واتر کنیت

شهدادی کُل دپا نی شما چاپو حلو حالو کنیت

 ای دَنزا په پاگه پرگا هنچو دونانی دِرنزیت

وگتی که لگی چارگا شما هر نمیگا چو میرکو دیت

 یک ساهتی جلوان دیت

چودا بزیریت عومرا پر گورگی کلی بره بریت

 بیارت اول بوین دونان تا سا گو سحتو سحتین مهلبا

منی ماهپرین بیکا جنت
بیاری منی حریرین زیورانی که آ زیورو رنگین حریر

 من په حسدی پِر کُتَنت په شهداد لاپ سوچگا

گوشتی که من هرچی دلا صبر دیان منی ارس نَاُشتن دیدگان

گوشتی من گوستا په کُولی گورگین

گوشتی من گو شیشمی کَت سرا گون په گون گو عومرا

اشتاپی چه لوگا دَرحت گپتی وتی پیرمها

آ شاری پشک گوشان رُپتگو یکجا کوتک

من کورمین آسا چتگ

نی مهناز گوشت گو عومرا بَچه تو شهداد گنده ظاهرا

پَر گور دن لاپ درا

 آ نَریانه نالی در کُتگ نی استای دکانا شوتگ

 استا منی نالا بِچن استاد گُشادا دور کوتگ

 نالی مه آسا کُتگ دست گنوکی ساز کُتگ

 آ نال آسی سُهر تَرِتگ مهناز گو من یک دریسی پِر کُتگ

 مِسک مه ماه پَرین بیکا چتگ من گو همسرا چو سیلی شوتان

چادیم پدا واتر کُتگ چه استای دکان کشا من چه زهرا کوشا تواری مان کُتگ

 که من گورگین کُلا شوتان که شهداد منا په حسدی چارتگ

 بَچه عومر دلا شوکی کُتگ دستی په باهوا شهارت

منهاز په غدب حَکل کُتگ

 گوشتی عومر دستا په باهوا مجن منی شیشمی گَب پُرشن

عومر حیال کن من دلا تو و منی لوگ واجه نهه

 گوشتی من په حسدی اُو عومر چو کوتگ که من میتگا دَندور کوتگ

 حاص په شهداد لاپ سوچگا

گورا نا سره ساری شوته

 دستی په نالا سَک کوتگ

 استاده لودیگه ناپگی پُشتا اِیر کوتگ

که نالی چه آسا در کوتگ

 آ لوریگ لاپی اِیر کوتگ لودی تچانت در شوتگ

دیم په وتی لوگا شوتگ زال حسدی جه جتگ

 گوشتی اُو شهداد بَچه آسی ترا مهنازا چتگ

 دست منا تو دراه نبه جنی گنوک درا بینت

 عشکی گنوک دراه نبینت

 اگه دراهنت گُرا برجاه نبنت

اوره شهدا تو برو جنگلو لوتا بِتچ

 نی بندو رگو بوگا بپچ

 آ مهناز آسیگین غما جوشه جننت و دمپ و دمان

سه شنبه سوم اردیبهشت 1392 :: 23:53 ::  نويسنده : بلوچ_ngi

* وَشّـڃـن وطنْ مَیْ مَکُّران

دام   بِباتَیْح  کامـــــران

* آباد وسبزومَـــــــــــیْزَرَان

هروَه تَهی نامـــــا  گِـــــران

* تیّ  دِلْجَمَڃـن گَــ̈ط وگَـــران

گَپّاجَـنَنْت گـۏن جَمْبَــــران

* دِرّ و سَیادی سَنْـــــــــگران

 تیّ  کَــلـَّـگ ومَیْ آپْسَـــــــران

«تیّ  کوچَّـگ ومَیْ  کَهْچَــــــران

 جُـگْـــــــروکـلڃرکـۏنَــــــــران

شیرن تِرَنْتْ چَه شَکَّــــــران

*  وَلّْ گـۏن شَـکر تامـڃـن بَــــران

پِنْـڌ ۏک مَه گُـــواپـا پِشْــکِـــران

* دَزْ رۏن و شــامیـگــا گِـــــران

وۏشَــگ چِنَـنْـتْ کِــرّ و گُـــوَران

* انسان ومرغ و رَسْـــــتَـــران

پـۏنْــچِـن چـۏ مـۏرا سُـرْسُرْان

* ناچی گـۏنْ سَــوْت و زَیْــمُــران

لُـنْـجـڃـن، تَــیـاب وبَــنـــدران

ادامه ی وصف بلوچستان:

«بـۏجی گـۏنْ لـۏهـڃـنْ  نَـنْــگَران

ڌاچی گـۏن بِـڃ  گُـوَمْسِـڃـن جُران

«سانْـڌ  چـۏ هَـمـا جــانـــاوَران

گـۏنَـنْـتْ، شَـریـک وچـا کَــران

«راجَـیْح کـمـاشِـڃـن سَـروَران

گــــردِن کـشِــڃــن نـــام آوران

«تـــی مــهـربــانِــڃـن مادران

شیــردَیَـنْـتْ شِــڃـرگُـــلُّــران 

     «پَــشْـک و سَــریگ وچادران

مِسْـــک و زَبــــاد و عَـنْـبَران

 « ای مَـــکُّران ای مَـــــکُّران

تی مَــ̈ط  نَـهِـنْـتْ مـازندران

* وصفِت کَـنان دانْ دَمْ بَران

هِجْبَه مَباتَـیْحْ لیمُّــــــران

* دنیاهَیْحْ کـهْـرڃـن سُرْسُران

گَردونَـیْـحْ  گَشْت وچَـکَّـران

 * محتاج مَباتَـیْحْ هِچْبَران

غَــدّار وشـومّـڃـن ناشِران

* شَیْطانَـیْـحْ بِـڃـل ویاوران

بِـڃ مادر و بـڃ خــواهـران

* لُـچّ و لَـوَنْـگ ولـۏپَـران          

جی مَیْ وَطن مُلْـکِ کهن

* هَـنْـچـۏ کِه ساهْ اَ نْدر بدن!

تیّ پاریگِـڃـن  وَرْنـا کُـجَـن؟

* دریا دِ لِـڃــن لشکرشِکَـــــن

« کـۏهی پلنگ وکَــــــــــرْ گَدن

شاهین وتاجْـدارڃـن هُــدَن

« شُتْ چَـه جِـهانـا نام و نَنْـگ

زُرْتَـگ بَـدان رسمِ فَـرَنْـگ

« بــڃ  رو سَـری تَــرَّ نْتْ مَلَنْگ

مُرْتَـنْـتْ مَـه دریاها نهنگ

« پَـرمــــال و دنیاها هُـدۏک

هَمساهِگَـیْـحْ تامَـیْـحْ  بَـرۏک

« چـۏ پاچِـنا  مست وجَـنُـۏک

لاپَـیْـحْ غلامَـنْـتْ مثل گُـۏک

« اصلی وطن، مَــــــــیْ  جَـنَّـتِـن

پُـــــر چَـه هَـــزاران نـــعمَـتِـن

* نِـگْـبَهْـت هَـمـۏدا راحَـتِـن

داﺋـم پَه عَـیْش وعِشْرَتِن

*  بـڃ حاصِلَـنْـتْ دَهْرَیْحْ کِشار

 لیمُّـــرْتَـگَن با گ و بُـــهار

* سـۏتْـکَـن گناهان دِرَچْک و دار

دنیا چَـه ظلمان بی تَـــهار

* بیـگانَهَـنْـت تُـرو و نِـشار

هُـمْشیرَ گِـڃـن بِـرات و گُـهار

* چُـکّ چَه پِـت و ماتا فَـرار

مَــرْد چَه جَـنا بیتَّـه شِـزار

*  وارثْ پَـه  دَعْـوایا تَـیار    

سانْـگْبَـنْد چَه دیرا  زَ نْـگ  و زار

* دنیا نَـوۏشْـتی یَـه کَـرار

مانی حِـکـایَـت مانْـــدِگار

پنجشنبه یکم فروردین 1392 :: 2:51 ::  نويسنده : بلوچ_ngi


سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند
و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره...من...تو...ما...
کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟...پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟...
زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و
چون همیشه امیدوار وسال نومبارک...

یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391 :: 1:15 ::  نويسنده : بلوچ_ngi
برای دانلود روی لینک اهنگ مورد نظر کلیک کنید

 

ehsase shak zamaneh_download

 

eteraf 7 band zamaneh_download

 

hamdast 7band zamaneh_download

 

titraghe payani zamane_download

یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391 :: 1:1 ::  نويسنده : بلوچ_ngi
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391 :: 0:46 ::  نويسنده : بلوچ_ngi
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391 :: 0:43 ::  نويسنده : بلوچ_ngi
یکشنبه بیست و دوم بهمن 1391 :: 0:39 ::  نويسنده : بلوچ_ngi
برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید


setareh_download

شنبه بیست و هفتم آبان 1391 :: 21:39 ::  نويسنده : بلوچ_ngi
برای دانلود روی لینک اهنگمورد نظر کلیک نمایید

 

عوض7

 

عوض6

 

عوض5

 

عوض4

 

عوض3

 

شی محمد6

 

شی محمد5

 

شی محمد4

 

شی محمد3

 

شی محمد2

 

شی محمد1

 

شی محمد

 

عوض2

 

عوض

شنبه بیست و هفتم آبان 1391 :: 21:27 ::  نويسنده : بلوچ_ngi
برای دانلود هر کدام روی لینک مورد نظر کیک نمایید

 

دانلود8

 

دانلود7

 

دانلود6

 

دانلود5

 

دانلود4

 

دانلود3

 

دانلود2

 

دانلود1

شنبه بیست و هفتم آبان 1391 :: 0:7 ::  نويسنده : بلوچ_ngi
شنبه بیستم آبان 1391 :: 2:10 ::  نويسنده : بلوچ_ngi
برای دانلود روی لینک مورد نظر کلیک نمایید

 

نورخانdownload4

 

 

 

 نورخانdownload3

 

 

 نورخانdownload2

 

 

نورخانdownload1

شنبه بیستم آبان 1391 :: 2:5 ::  نويسنده : بلوچ_ngi
پنجشنبه هجدهم آبان 1391 :: 23:25 ::  نويسنده : بلوچ_ngi
.: Weblog Themes By Pichak :.





تماس با ما
داستان روزانه
تماس با ما